جمعه , 2 تیر 1396

Frank Loyd Wrigh

دانلود مطالب محتوا حجم ۲/۹ مگابایت اضافه کردن به سبد خرید.
پژوهشهای انجام شده در این باره:
استاد راهنما دکتر علی امامیان فر
۱- بررسی نظریات و آثار فرانک لوید رایت گرداورنده پریسا عظیمی زمستان ۹۵ دانشگاه ازاد اسلامی واحد شاهین شهر دانلود فایل پاور پوینت حجم ۸/۹۳ مگابایت اضافه کردن به سبد خرید.

فرانک لوید رایت در ۸ ژون ۱۸۶۷ در ریشلندسنتر ایالت ویسکانسین آمریکا متولد شد . ۸تا برادر داشت. او در خانواده ای کاملا فقیر به دنیا آمد.پدرش مبلغ دینی و معلم موسیقی و مادرش معلم بود. او دوران کودکی خود را در مزرعه عمویش  در جنوب غربی ویسکونسین سپری کرد.  او به خاطر نفوذ پدرش که سرود های باخ را با ارگ در کلیسا و آهنگ های بتهون را با پیانو هنگام عصر در خانه می نواخت. به موسیقی و به ویژه باخ و بتهون علاقه مند شد. او تاکید می کرد در تمام دوران کودکی هر شب به خاطر آهنگ ها و غزل های بتهون احساس خواب می کرد. در سال ۱۸۸۱ وقتی رایت۱۴ساله بود پدر و مادرش ازهم جدا شدند و پدرش برای همیشه خانه را ترک کرد.نام اصلی او Frank Lincoln Wright بود که در این زمان به احترام خانواده مادرش نامش را از Lincoln بهLloyd تغییر داد.

بعد از جدا شدن پدر و مادرش از هم، رایت تحت سرپرستی مادری قدرتمند که او را دوست می داشت و همیشه تحسینش می کرد در دشت هایی با صخره هایی تنها و زمینی سیاه و بهاری سبز به شکلی رمانتیک رشد کرد. بعد از دو سال تحصیل در رشته مهندسی ساختمان در دانشگاه ویسکانسین بدون گرفتن مدرک دانشگاه را ترک کرد و برای کار به دفتر لایمن سیلزبی در شیکاگو رفت. دایی اش که در شیکاگو بوده او را به دفتر سلیوان و ادلر می برد و او به مدت ۵ سال (۱۸۸۸-۱۸۹۳) در دفتر سلیوان بود. رایت از سلیوان به عنوان استاد محبوب و از ادلر به نام کهن سرور بزرگ یاد می کند. در دفتر سلیوان خانه های مکتب شیکاگو طراحی می کردند.

تاثیر رایت در معماری مدرن چندان است که نمی توان معماری او را در یک بخش مورد مطالعه قرار داد. یکی از ویژگیها و احتمالاً مهمترین آنها کیفیتی است که رایت آن را معماری ارگانیک می نامید. مراد رایت از معماری ارگانیک چه بود؟ به اعتقاد گیدیون که قدر آثار رایت را نیک می دانست، این معمار توفیق نیافت با زبان و کلمات به توصیف و توضیح این اصطلاح ساخته و پرداخته خویش موفق شود. پاره ای از اروپائیان نیز تعبیری خاص از معماری ارگانیک دارند که احتمالاً منبع آن همان اندیشه ها و گفتارهای رایت است، ولی آن را بیشتر به معماری عملکردی یا معماری توجیهی تعبیر کردند. اما اگر رایت در تعریف ارگانیک به زبان کلمات توفیق نیافت، تعریف و تعبیر وی از این واژه، یا دقیقتر بگوییم از این کیفیت، در زبان معماری کاملاً موفقیت آمیز و به راستی ستودنی است. این کیفیت در پاره ای از آثار رایت بیشتر متجلی می شود و درخانه آبشار به اوج اعتلا می رسد آن نوع معماری را به عرصه وجـود می آورد که چـون عوامـل طـبیعی مانند سنگ و درخت و گیاه و گـل از درون طبیعـت می شکفد و اصالت و قوت آن نیز در همین از درون شکفتگی و طبیعی بودن آن است. از این رو، در این نوع معماری هیچ تصنعی وجود ندارد و معماری همان است که باید باشد. این تعریف البته این کیفیت را به تعبیر اروپایی آن که در سطور بالا به آن اشاره کردیم نزدیک می کند، زیرا عدم تصنع، در این متن معنایش می تواند این باشد که هیچ فرمی بدون توجیح و دلیل پدید نیامده است و همان گونه که مظاهر طبیعت توجیح پذیرند، برای هر فرم از این نوع معماری، توضیحی می توان فرض کرد.

رايت بين سالهاي ۱۹۱۶تا ۱۹۲۲ به ژاپن سفر کرد و در ژاپن هتل امپريال را در توکيو طراحي کرد . در اين سالها شديدا تحت تاثير معماري ژاپن بود. ارتباط خانه با محيط ، الهام از طبيعت ، معماري ارگانيک ( ژاپني ) ، سياليت فضاهاي داخلي . دومدرسه معماري شمال و جنوب در شيکاگو و نيومکزيکو ، تاسيس کرد .

سه هدف عمده رايت عبارتند از : ارتباط سيال بين داخل و خارج با گشودگي هاي مداوم و عناصر برنامه ريزي شده افقي بودن چشمگير آنها که ارتباط کامل با زمين به وجود مي آورد . تقارن محوري براي تمرکز سياليت در نقاط مشخص، براي نمونه در جلوي بخاري يا به سمت منظر اصلي ( چشم انداز ) بکار گرفته شده است .

نظريات رايت در مورد معماري ، در سال ۱۹۳۰، اصول برنامه ريزي برگرفته شده از کتاب رايت در معماري و دموکراسي :۱- کم کردن ديوارهاي داخلي و ايجاد يک محيطي براي جريان هوا، نور و چشم انداز به طوري که در کل پيوسته نشان داده شود. ۲- هماهنگ ساختن بنا با محيط خارج ( ثابت شده است که سطوح گسترده افقي بهترين وسيله براي ايجاد همبستگي است ).۳- پلان آزاد.۴ – نشان دادن پي ها به صورت سکوي آجري کوتاه براي قرار گرفتن خانه بر روي آن. ۵- عدم استفاده از مصالح متنوع، استفاده از مصالح جديد.۶- دادن تناسبات منطقي و انساني به تمام درها و پنجره ها. ۷- قرار دادن تاسيسات حرارتي درداخل ساختمان ( آتشگاه در مرکز ساختمان ) تاسيسات روشنايي و لوله کشيها در استخوان بندي ساختمان بطوري که جزئي از پيکره ساختمان باشد. ۸- مبلمان ساختمان به عنوان عناصر ارگانيک معماري و طرح آنها از بنا و الهام گرفته از آن باشد. ۹- حذف تزئينات ( دوره هاي معماري ) حذف ظرايف کاريها.

ماشين و صنعت به نظر رايت وسيله اي است که توسط آن مي توان ميان مصالح ساختماني و تصور نزديکي بيشتري ايجاد کرد.مي توان معماري رايت را چنين توصيف کرد:  معماري ارگانيک، ترکيب ساختمان با طبيعت و نه تحميل ساختمان بر طبيعت، ساختمان بايد در دل تپه ساخته شود و به صورت افقي ( که در رقابت با طبيعت مطرح نشود ) ، مصالح بکار رفته بايد منطبق با همان طبيعت که ساختمان ساخته مي شود باشد. شکل ساختمان بي قاعده و منفصل بندي شده و اين عمل نه تنها بدليل عملکرد ها بلکه به دليل بي قاعده گي طبيعت بستر ساختمان ، توجه به مورفولوژن سايت و توجه به عملکرد و تکنولوژي ساخت، يکي از شاخصه هاي اصلي در طراحي مسکن رايت آتشگاه در مرکز خانه و تنها عنصر عمودي معماري رايت بود و اين عنصر عمودي بقيه فضاهاي مسکن را سازمان مي داد.

به نظر رایت کار معمار تنها ساختن نیست، بلکه مانند تندیسگر شکل دادن و یا همانند حجار تراشیدن و بازی با احجام در فضا است. چنین روش هنرمندانه ای در خلق آثار معماری مستقلا و بالنفسه نیازی به تکنولوژی یا تکنولوزی پیشرفته ندارد و وسایل قرن نوزده نیز برای آن کافی است. البته رایت خود به تکنولوژی قرن نوزدهم بسنده نکرد و به کارگیری بتن مسلح در هر دو اثر رایت که یعنی خانه آبشار و موزه معروف گوگنهایم، پیشگامنه و جسورانه است.

در تاریخ معماری مدرن ۲ ویلای شاخص هستند که در واقع باید این دو ویلا را نقطه تمایز و برتری تاریخ معماری مدرن از گذشته خود دانست ویلاهایی که نگرشهایی از جامعه آن روز خود را در لایه های پسین خود دارند و به شدت گرزیان از دیروز خود بودند و کاملا استوار  با نگاهی رو به  آینده،   در شرایط اجتماعی تولدشان را  در سر تاسر جهان از مدارس  معماری مترقی در کشورهای تراز اول تا مدارس معماری در کشورهای در حال توسعه   دانشجویان معماری بی آنکه خود بدانند جشن می گیرند. این دو ویلا عبار ت اند از ویلای کافمن( آبشار )– کار  فرانک لوید رایت ویلا ساوای –کار:  لوکوربوزیه هر دوی این ویلاها متعلق به معماری مدرن هستند.

خانه آبشار Falling Water House (1937) Pennsylvania فرانک لوید رایت مانند همه ماورالطبیعه گرایان، طبیعت را به صورت واژه اسطوره ای در نظر گرفت. او عمیقا قبول داشت که هر چه انسان به طبیعت نزدیکتر باشد سلامتی فیزیکی روحی و شخصی او بیشتر است. و در نتیجه مستقیم این ارتباط توسعه می یابد. رایت دوست داشت به روش فکری خود به طبیعت(Nature) مانند این جمله با N بزرگ تلفظ می شود همان طوری که خدا (God) با Gبزرگ تلفظ می شود. بعد او خاطر نشان کرد که ”طبیعت همه بدن خداست که تا کنون شناختیم“  از این نظر از توجه و احترام او به طبیعت ساختمان های او که در چشم انداز قرار دارند این هدف مشترک را دارند و اجازه می دهد که انسان خوشی ها و اعجاز طبیعت را تجربه کند و در آن شرکت کند.

خانه آبشارکه  برای “جی.ادگارد کافمن”، تاجر ثروتمند پیتسبورگی، ساخته شده، در سال ۱۹۶۲ به (سازمان حفاظت از جنگل و منابع طبیعی پنسیلوانیا ی غربی)اهدا گردید. در میان خانه های طراحی شده توسط”فرانک لوید رایت”،تنها خانه ی آبشار است که تغییر نیافته و حتی هنوز اثاثیه ی اصلی آن حفظ شده است.

خانه آبشار مهمترین خانه ی شخصی طراحی شده توسط فرانک لوید رایت است و بسیار خوب بیانگر عقیده ی رایت، مبنی بر(یک ساختمان باید جزیی از طبیعتی باشد که در آن واقع شده است)می باشد. این بنای ترکیب شده با منظره ای بی نظیر و شکل یافته از عناصر ساده ای همچون سنگ های طبیعت اطراف،بتون،شیشه و فولاد به طرزی باورنکردنی با محیط خو همخان شده است.خانه آبشار مصداق بسیار خوب این گفته ی رایت است که(هیچ کس زیبایی خاص یک سایت”موقعیت ساخت بنا”را تا موقعی که من بنایی آنجا نسازم درک نمی کند).

اگرچه در نگاه اول، صفحات عریض بتونی خانه با طبیعت و درختان اطراف، بیگانه به نظر می رسد؛ ولی با نگاه و توجهی هوشمندانه می توان به انتظام بین خانه و طبیعت که نتیجه ی خلاقیت هنرمندانه ی رایت است، پی پرد. خانه بر روی آبشار معلق بوده و آب از کنار دیوارهای سنگی آن به پایین می ریزد و خانه که به طرز ماهرانه ای بر روی صخره ی آبشار قرارگرفته،چنان با طبیعت اطراف عجین شده که گویی جزیی از صخره بوده و به صورت ارگانیک، در طول سالیان دراز بوجود آمده است.

داستانی  که شاید کمتر در رابطه با خانه آبشار مطرح شده است بر می گرد به مقاله  جنجالی رایت در سال  ۱۹۴۶   در  مجله آرشیتکچرال فروم در مورد مشکلاتی که او با مهندسان سازه شرکت فولاد امریکا در باره محکوم کردن  طرح سازه خانه آبشار  وی داشت . نوشت ”  من این جعبه را دوست خواهم داشت  این نامه را در زیر پایه ساختمان هنگامی که ساخته می شود بگذار  تا پس از دو هزار سال هنگامی که مردم ببینند این خانه هنوز پا برجاست بیاموزند که این مهندسان چقدر کم خردند “مهندس سازه زاروسلاو جوزف با ارسال یک نامه جسورانه به مقاله رایت این گونه پاسخ داد” من  شما را  بعنوان یک مهندس برجسته تحسین می کنم هر چند که شما  اشاره کردید این مهندسان بسیار کم خرد هستند ممکن است حق با شما باشد چرا که مهندسان در شیوه های طراحی خود به ندرت از قوانین جاودانی طبیعت استفاده میکنند … بیشتر مهندسان فقط تیر و ستون را می شناسند  و هر انحرافی از اصول مورد استفاده و چار چوبهای ذهنی بعنوان امری غیر طبیعی  یا نوعی دیوانگی و یا خطر تلقی می شود ” .

سکنه خانه ابشار به وسیله دریچه ای شیشه ای در کف پذیرائی شاهد طنین جریان اب مسیل ابشار خواهند بود و به وسیله این دریجه شیشه ای کف مسیل را خواهند دید. خانه شان جنگل را پشت در نگاه نخواهد داشت انها تنه درختها را بوسیله برشهائی در تراس و کشت کننده های سقفی نگاه خواهند داشت. دید به سوی خارج خواهد رسید و هیچ دیواری دید را قطع نخواهد کرد. منظره جنگل در پنجره ها قاب خواهند شد. طلوع افتاب از میان طاق های بتنی خواهد بود که زورق رنگ طلائی تیره خواهد بود که به وسیله سنگهای طبیعی اطراف در لایه های افقی وعمودی بر نما خواهند بود. این سنگها ستون ها و لوله بخاری بلند گرمادهنده را خواهند ساخت و خانه در مسیری ساخته خواهد شد که بیانگر بافت وساختارش باشد. بنابر این خانه خواهد توانست شرحی از چرخه فصلها باشد ونه صرفآ یک تصویر دیده شده در ارتباط با یک ابشار.

کف ها و بام های خانه ابشار به طور چشمگیری پیش امده است.اسکلت خانه به وسیله بتون مسلح اجرا شده است.سطح شناور خانه ابشار طنین انداز جریان مسیل ابشار خواهد بود. ترکیبی مناسب به وسیله عناصر بصری از قبیل پلکان و دودکش با نمائی از سنگ و سطحی زبر صمیمیت یافته اند. هر جزئی از طرح تدائی کننده دید استاد از جعبه ای منفجر شده میباشد. کف ها و سقف ها به صورت مستقلی به سمت خارج گسترش یافته اند. عناصر قائم این جریان به سوی اسمان گسترش داده شده اند و پنجره ها در گوشه های اتاق ملاقات میشوند که همان سرچشمه محدود کردن فرسایش میباشد. استاد در طراحی فضاهای داخلی را در پیوستگی با دنیای خارج قرار داده وفضا ها و خانه را در محیط طبیعی اطرافش ذوب کرده است. او اساسآ قصد داشت که خانه را در زورق و برگی طلائی به وسیله تقلید از تغییر رنگ برگها بپوشاند تا بدین سان خانه ابشار را به تغییر فصلها و عبور و مرور زمان متصل کند.

آنچه در خانه آبشار مفهوم ارگانیک را از مستدل بودن هر جزء یا فرم آن فراتر می برد، نخست پیوستگی طبیعی تمام اجزای آن است و سپس آمیختن آنها با مظاهر طبیعت که این خانه به راستی جزئی از آن شده است. وجود آبشاری روان در دل این ساختمان نه تنها آن را شگفت انگیز و تماشایی می کند، بلکه آن را جزئی از طبیعتی می کند که این ساختمان در میان آن بنا شده است. پاره ای از منتقدان این پرسش را مطرح ساخته اند که آیا آبشار از درون خانه نیز به دید می آید یا خیر؟ جواب این پرسش البته منفی است. اما معماری تا چه اندازه فقط باید در خدمت گروهی خاص و مقصودی معین باشد؟ به معماری باید به عنوان جزئی از محییط نگریست و از این لحاظ، این اثر رایت با توجه به مقصودی که بر معماری مرتبت است پاسخی بس موفقیت آمیز یافته است. اما تازه همین برون ساختمان، همین ارگانیک بودن آن، به درون ساختمان نیز تنوعی دلپذیر داده است. به جای حجمهای واضح و یکنواخت و ملال انگیز، هر گوشه درون این ساختمان داستانی جالب توجه دارد اگر چه آبشار از درون خانه دیده نمی شود، همین شکفتگی از درون که روح و معنای ارگانیک است این داستانهای جالب را پدید آورده است. ونتوری که موضوع تضاد و پیچیدگی را در معماری مطرح می سازد، بی آنکه سخنی از این اثر برجسته رایت به میان آورد، او را ساده گرا و معماریش را معماری روستایی معرفی می کند، اما خود ونتوری چه از نظر تضاد و پیچیدگی و چه از هیچ نظر دیگر در معماری نتوانسه حتی اندکی به آثار رایت نزدیک شود، و این از پاره ای جهات و در موارد متعدد از مشکلات بزرگ معمارانی است که چون ونتوری خود را از قید و بندهای مدرن رسته می بینند. بت شکنی آنها ممکن است و می تواند موجه باشد، اما در سرودن شعرِ آزادی که جانشین این تقید شود موفق نبوده اند.

آنچه از کیفیت ارگانیک معماری رایت بر می خیزد و به ویژه در خانه آبشار وی مجسم است و برای ما حائز اهمیت بسیار، تندیس گونه بودن آن است. اگر به تعبیر تندیس گری را ترکیب حجمها و بازی فضاهای پر و خالی تعریف کنیم، خانه آبشار به راستی تندیسی است که در فضا قد بر می افرازد، تندیسی که یکسره ساخته و پرداخته آدمی نیست، بلکه حاصل ترکیب حجمها و فضاهای طبیعی است که به صورت تخته سنگهای خشن و دست نخورده در این ترکیب جلوه گر می شود و نیز حجمهای تراشیده از بتن که صاف و صیقل خورده به نظر می رسند و بخش دیگری از ترکیب را به پدید می آورند.

درپلانهای خانه رایت نیز فضاهایی نسبتا کوچک و گاه تنگ و تاریک معماری قدیمی جای خود را به فضاهای یکسره پیوسته ای می دهد که معمولاً شومینه ای با آجرهای کم ارتفاع یا سنگهای طبیعی نخراشیده در آنها نقطه تاکیدی پدید می آورد یا به آنها کانون و مرکزی می بخشد. در استفاده آشکار از مصالح ساختمانی مانند آجر، سنگ و چوب نیز گرایشهای مدرن در معماری رایت مشهود است.

در طراحي داخلي هم سعي شده که از مصالح طبيعي استفاده بشه. سنگ، چوب … اين طرح در سال ۱۹۷۷ در نظرخواهي بهترين طرح معماري معاصر، که از سوي مجله Architecture Record انجام شد به عنوان نخست دست يافت.

موارد طراحی و اجرائی که رایت برای این خانه ویلایی در نظر گرفته بود می توان در هشت مورد خلاصه نمود: – حداقل دخالت در معماری طبیعی – تلفیق حجم ساختمان با محیط طبیعی به گونه ای که هر یک مکمل دیگری باشند – ایجاد فضاهای خارجی بین ساختمان و محیط طبیعی – تلفیق فضای داخل با خارج- نصب پنجره های سرتاسری و از بین بردن گوشه اتاق – استفاده از مصالح محیط طبیعی مانند صخره ها و گیاهان چه در داخل و چه در خارج بنا – نمایش مصالح به همان گونه که هست، چه سنگ باشد چه چوب و یا آجر – استمرار نمایش مصالح از داخل به خارج بنا. رایت معتقد بود که ماهیت مصالح در ساختمان می بایست نشان داده شود به گونه ای که شیشه به عنوان شیشه، سنگ به عنوان سنگ و چوب به عنوان چوب به کار برود.

بزرگترین معمار قرن ۲۰ آمریکا. نابغه ای که هرگز چشمه فیاض قریحه اش به خشکی نگرایید. مسلما درک شخصیت وی تاثیر بسیاری در فهم کارهای بی نظیرش دارد٬ سراسر زندگی رایت با تراژدی٬ تهمت و شایعه همراه است. معماری که همه جای دنیا رو دیده٬ امریکا رو بهم ریخته و آخر به فاصله ۵ km از زادگاهش دفن شده.

رایت فردی تکرو و ژرف اندیش بود و در حالیکه دیگر پیرمردی شده بود ایده های خود را در زمینه بلندترین برج جهان عرضه کرد. در این برج آسانسورها با انرژی اتمی کار می کردند. که هیچ گاه ساخته نشد. وی اخرین شاهکارش یعنی موزه گوگنهایم را در سالهای پایانی عمرش با ان کالبد سفید رنگش ارائه کرد. بنایی که پدربزرگ بناهای مارپیچی معمارانی است که این روزها فوق ستاره اند. او درست شش ماه قبل از افتتاح موزه گوگنهایم درگذشت.در حالیکه بیش از هر زمانی با انواع سفارشات کاری بمباران می شد. پیکر وی از تالیسین اصلی و با واگنی روستایی انباشته از گل به محل دفنش حمل شد٬ درست به همان شیوه که مامای عزیزش به خاک سپرده شد.

موزه گوگنهایم این موزه به نوعی در ۶ طبقه شکل گرفته!ساختار اصلی بنا یه رمپ هست! مخاطب از بالاترین سطح وارد می شود و به آرامی با حرکت روی این رمپ به پایین می رود و در این مسیر آثار هنری رو تماشا می کند. هدف رایت  از خلق گوگنهایم این بوده :” ساخت یه ارتباط غیر منقطع میان معماری و نقاشی به شکلی که قبلا هیچ وقت در دنیای هنر دیده نشده !!!” رایت در طراحی گوگنهایم از فرمهای ارگانیک استفاده کرده. یک فرم پیچشی که می چرخد و حرکت می کند شبیه به صدف یک حلزون.

برخی از اثار رایت عبارتند از: خانه ویلیام.جی فریک۱۹۰۱-۱۹۰۲/ خانه وارد دبلیو ویلیتس۱۹۰۲- ۱۹۰۳/ ساختمان اداری لارکین۱۹۰۳- ۱۹۰۵/ معبد یونیتی۱۹۰۵- ۱۹۰۷/ خانه اوری  کونلی۱۹۰۷-۱۹۰۸/ خانه بازی کودکان اوری کونلی۱۹۱۲- ۱۹۱۳/هتل امپریال۱۹۱۵- ۱۹۲۲/ مدرسه جیو گاکین۱۹۲۳/ خانه چارلز انیس۱۹۲۳- ۱۹۲۴/ ساختمان جانسون۱۹۳۶- ۱۹۳۹/خانه جان سی پو۱۹۳۸ – ۱۹۴۰/ خانه رز پاوسون۱۹۳۹- ۱۹۴۰/ برج تحقیق جانسون۱۹۴۳- ۱۹۵۰٫ www.franklloydwright.org>

موزه گوگنهایم نیویورگ

ساختمان تحقیقاتی جانسون

خانه ابشار

درباره‌ی دکتر علی امامیانفر

علی امامیانفر دکتری معماری-....

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + هجده =

error: این محتوا غیرقابل کپی است